قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2727
تاريخ الفي ( فارسى )
و چون امرا مىدانستند كه در خصمى ايشان هيچ اثرى و فايدهاى مترتّب نمىشود ، همه ساكت شدند و هيچ احدى در برابر سخن سلطان جوابى از نعم و لا بر زبان نگذرانيد ، إلّا اتابك شيرگير كه مردى گستاخ و مشهور بود « 1 » . او از آن ميان برخاسته به عرض سلطان رسانيد كه : به دولت سلطان بنده اين مهمّ را قبول دارم . سلطان محمّد از گفتهء او خوشحال شده حكم او بر جملهء لشكر و خزاين نافذ گردانيد . و اتابك شيرگير با لشكرى فراوان متوجّه الموت گشت . و سلطان هر روز از نزل و غلّه و اجناس و هر چه ما يحتاج لشكريان بودى با نوازش و دلدارى بسيار يوما فيوما « 2 » از براى ايشان مىفرستاد و ايشان را بر جنگ ملاحده ترغيب و تحريض بسيار مىنمود . شيرگير در غرّهء محرّم سنهء ثلث و خمسمائه « 3 » هجرى به در قزوين فرود آمد تا از اطراف و جوانب لشكرهاى متفرّق به دو رسند . چون لشكرهاى جميع جوانب به او ملحقّ شدند ، بندگان ايشان به استظهار هرچه تمامتر با لشكرى آراسته عنان عزيمت به صوب قلعهء لمسر « 4 » منعطف داشت و بعد از تاخت و تاراج بسيار ، چون فايدهاى ديگر بر وى مترتّب نمىشد بازگشته به جانب قزوين رفت . در ماه صفر سال مذكور ، باز بندگان اتابك شيرگير از سر نو ترتيب لشكر داده به اتّفاق پسرش ، امير برسق ، چاولىسقاوو ، قراچهساقى ، بهرام پسر طغان بيگ ، اسفنديار بن بغرا و امير أياز ، كه اين همه از جمله مقرّبان سلطان بودند ، و لشكر گيلان و ديلم بديشان پيوسته مجموع به رودبار درآمدند . و رفيقان شبى فرصت يافته بر ايشان شبيخون آورده شصت مرد معتبر از ايشان بكشتند ، و ايشان مادر مردآويج را ، كه از سنّ هفتاد سال گذشته بود ، كشته بدان مباهات و مفاخرت مىنمودند . آخر الأمر ، بعد از جنگ و جدل بسيار ، قرار به آن يافت كه يكى از دانشمندان اردوى سلطان محمّد پيش سيّدنا ، كه عبارت از حسن صبّاح است در اصطلاح ايشان ، رفته با او مناظره نمايد تا حقّ از باطل ممتاز گردد . بنابراين ، مقرّر بر آن شد كه ابو العباس ارجانى به آن مهمّ پيش حسن صبّاح رود . او در اوّل مناظره با وى گفت كه : اسماعيليان در روى زمين بسيارند ، امّا مسلمانان را نمىكشند ، و خلايق بسيار مذهب شما دارند ، امّا اين نمىكنند كه شما مىكنيد . حسن صبّاح از جواب اين سخن اغماض نموده در جواب او گفت كه : مردم به كتاب خدا و
--> ( 1 ) . هاجسن ، اتابك شيرگير را مردى خداترس و متقّى معرفى كرده است ؛ - فرقهء اسماعيليه ، ترجمهء فريدون بدرهاى ، ص 198 . ( 2 ) . روزانه ، روزبهروز . - و . ( 3 ) . پانصد و سه . - و . ( 4 ) . م : مليسره ؛ ق : ميلسره ؛ ش : ميسره . به قياس فرقهء اسماعيليه ( ترجمهء فريدون بدرهاى ، ص 166 ) تصحيح شد .